تـــــــــرنج

تـــــــو رنج ==> همانا آدمی را در رنج و سختی آفریده ایم،بلد4

تـــــــــرنج

تـــــــو رنج ==> همانا آدمی را در رنج و سختی آفریده ایم،بلد4

به قول آن بلندبالا مــرد عـلی‌وار زیسته دوران ما:
"هــمه چیز اوست، ما هـمه هیچیم"

دنبال کنندگان ۶ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام زمان» ثبت شده است

به نام حضرت دوست

آیه های بیداری

به دشت خاطره ها آفتاب گل کرده است    
به باغ سینه من، التهاب گل کرده است

سپیده مقدم خورشید را گرامی داشت    
به ذهن مرده شب، آفتاب گل کرده است

سحر، ترنّم باران به گوش می‌آمد   
دوباره قصه سبز سحاب گل کرده است

نهال شوق، شکوفه است از ترنّم صبح
   درون‌خلوت‌شب،صدشهاب گل کرده‌است

فضای خانه پر از آیه های بیداریست   
به نبض پنجره‌ها عطر ناب گل کرده است

ز کوچه‌های سحر خنده میزند خورشید    
به جام "عبد"، دل صد شراب گل کرده است

دوباره چلچله های بهار خندیدند   
به دجله خنده زیبای آب گل کرده است
پ.ن1: نمیدانم علت چیست! به دانشگاه که آمدم، ذوق‌های هنری ام کـــــــــــــــــورشد!... داستان نویسی، شعر، رمان، طراحی سیاه‌قلم، ساز و آواز و....
پ.ن2: ولی خدارا شاکرم که خیلی چیزها بهم اضافه شده... :)

بعدا نوشت: هرچند خیلی چیزها رو هم یه سری ازم گرفتن :))
۲ نظر ۱۱ بهمن ۹۳ ، ۱۷:۵۲
علی ابن صادق

به نام حضرت دوست

چقدر مرا دوست داری!

چقدر هوای این بنده هواکار را داری!

چقدر خوبی نداشته مرا در میان دوستانم نشر دادی!

ومن چه بنده(!!!) فراموشکاری هستم که تو که تمام من هستی، من که تمام، تو هستم را به یاد نمی‌آورم!

و کم من ثناء جمیل لست اهلا لها نشرت

پ.ن1: کاش می‌شد کمی بیشتر با خدا و پیام الهی‌ش انس میگرفتیم جمیعا ما به اصطلاح ریش‌دارها لااقل!!!

پ.ن2: چه خوش است صوت قرآن ... ز تو دلربا شنیدن

       به رخت نظاره کردن... سخن خدا شنیدن

 کاش می‌شد ببینمت باری!

۰ نظر ۰۳ بهمن ۹۳ ، ۰۰:۴۶
علی ابن صادق

به نام حضرت دوست

غیبت

غیبت با توجه با روایاتی که ما شیعیان داریم؛ 2 قسم و مفهوم داره:

الف:غیبت امام از مردم طوری که او میان مردم هست ولی مردم او را نمیبینند.
   بذارین یه مثال بزنیم تا بهتر روشن بشیم:
   در یک روایت نقل شده که ابوبصیر: با امام باقر علیه السلام وارد مسجد شدیم و مردم رفت‌وآمد می‌کردند.
   آن حضرت به من فرمودند: از مردم بپرس که آیا مرا می‌بینند؟
   - از هر کس پرسیدم: آیا ابوجعفر علیه السلام را دیدی؟ 
   می گفت: نه! ؛با اینکه حضرت در مسجد ایستاده بود.
   تا اینکه ابوهارون مکفوف (نابینا) وارد مسجد شد. امام علیه السلام فرمودند: از این مرد سؤال کن.
   - از او پرسیدم آیا ابوجعفر علیه السلام را دیدی؟ 
   گفت: آیا آن حضرت نیست که ایستاده است و به ستون تکیه داده؟
   گفتم: چگونه این را فهمیدی؟ از تعجب متحیر مانده بودم!
   پاسخ داد: چگونه نفهمم درحالیکه آن جناب نوری درخشنده است.

آره داداش من؛ آره خواهر من... یعنی دیده ی من و تو اونقدر تار شده که یه نابینا از ما بهتر مولاش رو میبینه... 
عیب از ماست که هر صبح نمی بینیمت
چشم بیمار شده تار شدن هم دارد

ب: حضرت میان مردم هستند، حضرت را میبینند ولی اورا نمیشناسند
میدونیم که حضرت عرفات هستن هرسال. خوشا به حال اونایی که میخونن این دعا رو و همنوا میشن با حضرت.... خیلی ها تو عرفات به زیارت حضرت نایل میشن، حضرت کمکشون میکنن، و... اما حضرت رو نمیشناسن... یا بعدا میشناسن...

یکی از دلایل اینکه مردم حضرت(عج) رو در روز ظهور میشناسن و میگن: اه... من که ایشون رو فلان جادیدم... ایشون فلان جا به من کمک کرد... ایشون....؛ همینه.


مطلب در مورد غیبت زیاد دارم ولی الان متاسفانه فرصت ندارم.... ادامش برای بعد انشاءالله
مطلب رو که خوندی یه صلوات به نیت ظهور بفرست...

۴ نظر ۰۶ دی ۹۳ ، ۱۴:۵۹
علی ابن صادق

به نام حضرت دوست

 

جمعه بود! خبرآمد که مرتضی پاشایی به رحمت خدا رفت.

دور و بر را نگریستم! فضای مجازی... روزنامه ها... تلویزیون!

 

راستش رو بخواید، خیلی دلم گرفت! نه از اینکه ایشون مرحوم شدن، نه! ونه اینکه چرا مردم اینقدر بهش ارادت دارن! نه!!!

یکی از بچه های ورودی93 دانشگاه، بهش توی نرم‌افزار واتس‌آپ پیام دادم:

- گیرم که همه خلق جهان یار شوندت       بی تو نبود بی کس و بی‌یار تر از من

-اینا رو فی‌البداهه میگی علی؟

(اینجا بود که دلم گرفت، گفتم یه درددلی با این بنده حضرت حق داشته باشم)

-این جمعه که گذشت، خیلی دلگیرتر بودم محمدمهدی!

 دیدی

 ؟

-چی رو؟

-دیدی چطور همه غمگین از نبودن یه خوننده بودن... از اینکه یه خوننده دیگه بینشون نیست...

 ؟؟

- :-

-اونوقت ما که ادعای بچه شیعه بودن و انقلاب و ... رو داریم، نبودن و ندیدن و حس نکردن عزیزفاطمه رو تو زندگی‌هامون ... هعــــی...

- ;-(

-به اندازه کسی که یه کیف پول گم کرده باشه هم تاحالا دنبال مهدی فاطمه نرفتیم و نگشتیم و طالب نبودیم....

 دعا فرج هم میخونیم

 البته! یه وقت امر مشتبه نشه برات...

-جز شرمندگی چیزی دیگه هم داریم؟

- از جایگاه کسی که خیلی شاخه و اینها نمیگم‌ها... میشناسی منو که...

 از ته دلم

 از این دل غبارگرفته لامصب بی درمون!

- آره! خوب شناختمت تو این دو ماهه!

 خیلی برا ما شاخی علی آقا(چون تعریف از خود بود اینطوریش کردم)

-امروز چندبار بغضم ترکید

 مادرم هی میگفت چت شده علی؟

 ...

 باورکن سخته

 باور کن سخته بدونی یار ویاور و سرباز کم داره، هم خودش هم نائب‌اش؛

 بعد خودت هم با یار و یاور وحتی سرباز یا سرباز سرباز شدنش هم خیلی فاصله داری

 و...

-باید طرحی نو درانداخت

 همه ما به کمک هم

-پایه‌اتم اساسی

-دست‌خوش

-دست‌خوش

 

۱ نظر ۰۷ آذر ۹۳ ، ۰۲:۵۵
علی ابن صادق

توهین به مهدی فاطمه

آقا بیا و ببین چگونه مسخره میشویم!!!

درسته گنهکارم ولی ... 
ای قلم سوزلرینده اثر یوخ آشنادن منه بیر خبر یوخ 
گلدی بو جمعه ده گِده آلله فاطمه یوسفینن خبر یوخ

۹ نظر ۰۶ دی ۹۲ ، ۲۰:۲۴
علی ابن صادق