تـــــــــرنج

تـــــــو رنج ==> همانا آدمی را در رنج و سختی آفریده ایم،بلد4

تـــــــــرنج

تـــــــو رنج ==> همانا آدمی را در رنج و سختی آفریده ایم،بلد4

به قول آن بلندبالا مــرد عـلی‌وار زیسته دوران ما:
"هــمه چیز اوست، ما هـمه هیچیم"

دنبال کنندگان ۶ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید
آخرین نظرات

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زندگی» ثبت شده است

به نام حضرت دوست

این لحظاتی که کم‎‌کم باید بار و بندیل رو ببندم و راهی تهرون(بخونید خراب‌شذه) بشم، سخت ترین لحظات زندگیم رو دارم میگذرونم! #زندگی اینجا رو رها کردن و به #مردگی شهر مردگان متحرک #سکولار برگشتن، درد داره! یه درد عمیق غیرقابل بیان...

این متن رو برای یکی از اردوهای جهادی نوشتم:

از وقتی که به روستا وارد شده ای، مدام این آیه را در ذهنت مرور میکنی! «و نرید أن نمنّ علی الذین استضعفوا فی الارض و نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین»
و به راستی صاحبان حقیقی دوران ظهور همین مردمان ضعیف نگه داشته شده هستند که به دور از هرگونه تجمل و حب نفس با ایمان کامل به مقدرات و سنت های الهی در حب اهل بیت می سوزند و می سازند. و اما تویی که اسمت را گذاشته ای حزب اللهی و هرجا که می روی تحویلت می گیرند و...، به این مردمان که میرسی با نگاهی کاملا تحقیرآمیز نگاهشان میکنی و طوری رفتار میکنی که... بمااااند... حتی اگر لحظه و کمتر از آنی این فکر به سرت زد که خود را بالاتر از این مردمان بدانی، سریع به خودت نهیبی بزن که «لیس للانسان الا ما سعی!» و سعی، نسبت کار و فعالیت و عملکرد توست به استعدادها و نعمت های خدادادی و شرایط محیطی. با یک حساب سرانگشتی هم معلوم است که میلیون ها سال نوری از این مردمان از خدا دورتر هستی ولی خدایت تو را در بین دیگران عزیز کرده... و این برترین کاری است که تابحال انجام داده ای! جهاد و جنگی علیه خودت! خودی که خودت هم خوب می دانی آنطور که باید و شاید، نبوده است... خودت را بُکُش! خاک‌مال کن و خرج بهترین مردمان روی کره خاکی کن که هرچقدر هم که بگردی، کم پیدا خواهی کرد از این جنس مردمان را در شهرهایی که دود خودپرستی و تباهی و فسادش غباری از جنس سیاهی بر روی مردمانش پاشیده است... و هر روز که آفتاب غروب می‌کند، خسته از کار با گردی از غبار روی صورت‌ها و لباس‌ها یک روز از 10 روز فرصت دمخور شدن با این مردمان از تو گرفته می شود! و تویی که با خود مرور میکنی: "اللهم مولای! کم من ثناء جمیل لست اهلا له نشرت"(دعای کمیل)

۰ نظر ۳۰ دی ۹۵ ، ۲۳:۰۰
علی ابن صادق

به نام حضرت دوست

تربیت! و ما ادراک ما التربیت! :))

سعی میکنم من بعد، گاهی متنی در رابطه با یافته های خودم بنویسم! باشد که مورد استفاده قرار بگیرد!

نبط دوم:

۳ نظر ۰۴ دی ۹۵ ، ۲۱:۵۱
علی ابن صادق

به نام حضرت دوست

بعضی هم هستند که آدم ها رو جلوی نور میگیرند و آدم بودنشون رو تشخیص می‌دند، درست مثل قضیه اسکناس و نخش

بعد به تناسب باهاشون رفتار میکنند برای رشدشون

یا ستّار العیوب!

اللهم اجعلنا من «ازاین‌دسته‌آدما»

۱ نظر ۲۳ دی ۹۳ ، ۱۹:۴۷
علی ابن صادق

به نام حضرت دوست

ق.ن(قبل نوشت): مطلب مطلب مهمی است، هرچند به زبان الکن من نوشته شده، ولی حاصل عمری‌ست(20سال...) لطفا دل بدید، نقد هم بکنید...

مدت زیادیست که دردی در وجودم مرا می‌آزارد!

و آن هم این است که آیا این کارهایی که من در زندگی انجام می‌دهم، در تشکیلات بسیج انجام می‌دهم، درسی که میخوانم، کمکی که به دوستان و بقیه می‌کنم و و و ...؛ همه اینها، از روی اخلاص هست یا نه؟

واقعا این کارها را من برای خدا میکنم؟؟؟ یا برای نفس خودم؟ برای آنکه نفسم حال بیاید که ببین، ببین چه کار خوبی کردی! ببین چه کار خوبی کردی که بقیه از آن عاجزند و نکردند. ببین چقدر در نگاه های مردم تحسین هست!

خب تشخیص این مورد، کار سختی‌ست!

گاها شیطان هم خوب منتظر ایستاده است که تا فکر کردی اخلاص نداری، زیربنای کل کارهایت را بزند که همه‌اش را بگذار کنار!

که این کارها هیچ به درد نمیخورد! 

بعد از مدت‌ها چیزی یافتم که کار را برایم آسان کرد:

اگر میخواهید بفهمید که چقدر کارهای خود را برای خدا انجام میدهید، چقدر اخلاص دارید، فکر کنید که اگر همین کار شما را دوست شما انجام میداد، همین قدر از برکاتش برای اسلام و مومنین و رضایت الهی خوشحال می شدید یانه؟
اگر دیدید خوشحال نمیشوید به این مقدار، یا حتی در مرتبه ای بالاتر، از اینکه دوست شما اینکار را کرده است و شما نکرده اید، ناراحت میشوید، بدانید که ذره ای اخلاص ندارید!

ــــــــــــــــــــــــــــ

خب! بعد از این دو حال دارد:

1. اگر فهمیدی که کارت را برای خدا نکرده‌ای! خدا کاری نکرده‌ای، چه‌کار میکنی؟ اسیر دام شیطان می‌شوی که کل کار را کنار بگذار؟؟؟؟

   نه! این دقیقا کاری است که نباید بکنی! تا برای کسی "زمینه" گناه نباشد و خود تصمیم به ترک آن گناه نگیرد، ارزش و فایده‌ای برای انجام ندادن گناه مترتب نیست! تا زمینه دروغ و تهمت در یک تشکیلاتی مثل بسیج فراهم نباشد که تو بفهمی این رذیله های اخلاقی را داری، و بعد تصمیم به ترک آن در این "برهه و سن مهم" از زندگی‌ات نگیری، رشدی در تو حاصل نشده؛ حالا هرچه میخواهی جلسه اخلاق برو!

...(طولانی‌تر است ومن حال ادامه دادن ندارم مثل همیشه)

2. اگر فهمیدی که نشانه‌هایی از اخلاص یافت همی‌شود؛ کار تو سخت‌تر می‌شود! چراکه باید در صحنه ای گام برداری که این را حفظ کنی و به دام "خودپسندی" نیفتی!

تو رنج باید بزرگ شد! رنج مبارزه با نفس رو تا نچشی، نمیشه که به بزرگی بزرگ‌هایی که تو زندگیت میشناسی همینطوری مفت مفت برسی!

پ.ن(پسانوشت): از اینکه شاید مجیزه‌گویی می‌کنم و به قول یکی از دوستان، از خزانه‌های وحی که بلد‌هم هستم، استفاده نمیکنم در نوشته‌ام، پساپس عذر میخوام!

۳ نظر ۱۵ دی ۹۳ ، ۰۲:۵۰
علی ابن صادق

به نام حضرت دوست

گاهی هم فکر کن که فکر کردن به اینکه تو زندگی به کارهات فکر نمیکنی، به اهدافت فکر نمیکنی، به رفتارهات فکر نمیکنی، به تعامل با دیگرانت فکر نمیکنی، به وقت هایی که داری تلف میکنی فکر نمیکنی و..... ؛ چقدر میتونه خوب و مفید و لذت بخش باشه و زنده‌گی ات رو عوض کنه

۲ نظر ۱۴ دی ۹۳ ، ۱۴:۴۵
علی ابن صادق

«انا لله و انا الیه راجعون»

امروز رفتم دکتر

گفت که تا چند وقت دیگه می میرم!!!

خوبی بدی دیدید حلال کنین دوستای خوبم!!!

مرگ حق است!!!

(ادامه مطلب رو از دست ندید!)

 

۳ نظر ۰۵ دی ۹۲ ، ۱۸:۳۵
علی ابن صادق